على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله
80
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى )
حالت طوفان و انقلاب گاهى تا رشت هم اين صدا مىآيد . يعنى من خودم مكرر شنيدهام ) . تقريبا پانصد ذرع در صد ذرع است كه اينطور خطرناك و از دور مىنمايد كه اين مقدار عرض و طول مىجوشد و آبش فوران دارد . اگر تمام كشتىهاى خوب بيايند ، بدون آنكه اگر هوا خوش باشد و يكى دو كرجى كوفتى از انزلى براى راهنمائى برود نمىتوانند عبور كنند . سختترين دروازههاى ايران است و حال آنكه ساختنش چندان اشكالى ندارد . هيچيك از سلاطين ايران اين تكه را نساختهاند . غالب مردم سرزنش مىكنند كه تا يك فرسنگ هم در بنا در ديوار سنگى ساخته شده است . چرا دولت ايران اين پانصد ذرع را نمىسازد . ( ولى من پر بدم نيامد از ساخته نبودنش ( اگر خوانندهء اين صفحه و سطر بگويد كه اين حرف هم از قبيل حرفهاى حاجى ميرزا آقاسى است كه مىگفت مىخواهم دور ايران را ديوار بكشم ، بگويد : وقتى بايد آنجا ساخته بشود كه كشتىهاى ايران و روس هر دو بتوانند بىمنع دولتى از اين دهنه عبور كنند . هنوز نشده است . ) شب را شام مهمان جناب ناصر الملك بودم كه آشپزى كه از تهران براى خودش آورده بود و امشب شام آخرش را مىدهد ، شام ايرانى آلافرنگى خوبى پخته بود . از انزلى به لنگرگاه آستارا - روز پنجشنبه سيم ( 3 ) : صبح زود كه هوا خوش بود با كمال عجله كه مبادا دريا متلاطم بشود ، كشتى شاهى را حاضر كردند . بسم اللّه گفته به كشكول عزرائيل داخل شديم . با مدحت السلطنه و متين الملك و مجيب السفرا و ناصر الحكماء و آقا ميرزا جعفر و عبد اللّه خان و اعتضاد الوزاره و آقا رضا و على آقا و درويش خرّم و غلامعلى و ظهير الاعيان كه از تهران به قصد آمدن به فرنگستان حركت كرده به رشت كه آمد قونسول روس ممانعت كرد كه ولخرجى است و لازم نيست به روى و آن هم چون تبعهء روس است ، ناچار قبول كرده مأيوسا مراجعت مىكند ، وداعهاى خيلى مؤثر « 1 » كه هيچوقت فراموش نمىشود كرده ، همه با يك حالت نگفتنى از كشتى بيرون رفتند و در كناره ايستاده دستمالها حركت مىدادند كه ما به راه افتاديم . درويش خرّم را مىديدم كه از كنارهء دريا تا وقتى كه مىديدم در خشكى از اين طرف به آن طرف مىدويد . با كرجى بلد و راهنما از آن نقطهء ترسناك پرخطر عبور كرديم . راستى
--> ( 1 ) - متن : ماثر